|
|
|
|
|
من این ویرانسرا دوست دارم
اگر مست و اگر دیوانه هستم اگر پیمان ماندن را شکستم تمام هستیام گر رفته بر با د بجرم آنکه یک ایرانی هستم به هر جا یی که باشم از ته دل سه رنگ پرچمت را مپرستم
هوا دارد غبار شور و مستی چه حالی دارد امشب می پرستی برای بردن بیگانه از یاد به دستی باده و حافظ به دستی بگوییای وطن هر جا که هستم سه رنگ پرچمت را میپرستم
من این دیوانگی را دوست دارم ز خود بیگانگی را دوست دارم برای مستی و از خود گذشتن شراب خانگی را دوست دارم اگرچه دور از آن کاشانه هستم سه رنگ پرچمت را میپرستم .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 23:8 توسط مهسا
|
|
||
|
|
|
|
مــا را که به جز توبه شکستن هنری نیست |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 0:49 توسط مهسا
|
|
||
|
|
|
|
![]()
از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبولی ویژه از خود دارند ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبولی بسیارشگفت انگیز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان " فره وشی" یا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی ی افروهر به پیش از زایش زرتشت بزرگوار این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد . سنگ نگاره هایشاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم. *** ۱. قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند. **** 2 - دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش "دادار هستی اورمزد" خدای واحد ایرانیان دارد که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود 3 - چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند و آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند . 4 - بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اورمزد دادار هستی خدای واحد ایرانیان است . 5 -سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است . این سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانین می باشد. 6 - در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد . 7 - دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصرباستانیایراندارد . یکیسوی راست و دیگری سوی چپ . نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر واهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود . 8 دامن: دامن فَرَوَهَر از سه قسمت بهوجود آمده كه نشانهی اندیشه و گفتار و كردار بد است .از مشاهدهی این سهبخش درمییابیم كه همواره باید اندیشه و گفتار و كردار بد را به زیر افكنده ،پست و زبون سازیم . پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است . که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است . این تنها گوشه ای از آثار نیاکان گرامی ماست که امروز وظیفه ماست از آن پاسداری کنیم . به امید روزی که ایرانی به هویت ملی خویش بازگردد . اینجا تنها این آرزوی داریوش بزرگ که در سنگ نبشته های خود به جای گذاشته است به حقیقت می پیوندد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 11:10 توسط مهسا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 2:42 توسط مهسا
|
|
||
|
|
|
|
![]()
با هر نفسم به میهنم باد درود این میهن ایستاده در آتش و دود
با اینهمه خون که رفته از اندامش سر در بر دژخیم نیاورده فرود
زنده باد ایرانی با غیرت تا این ملت هست ایران بزودی رها خواهدبود دوستت داریم ایران |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 2:36 توسط مهسا
|
|
||
|
|
|
|
|
رای ما نیست سبز و سرخ و سپید جامع رای ماست این ملت ای عدو شرم کن که خونین دل از توی بی حیاست این ملت خس و خاشاک نیست مردم ما گوهری پر بهاست این ملت زتقلب حیا کن ای زاهد خصم زهد و ریاست این ملت عصر عمامه و عبا طی شد عاصی از هر عباست این ملت نه ولی فقیه و نه محمود دشمن هر دوتاست این ملت بانگ الله و اکبرش برلب بر سر بامهاست این ملت باز هم در غم شهیدانش یکسره در عزاست این ملت گفته بودم دگر نخواهم دید که به میدان به پاست این ملت، لیک دیدم غلط اگر نکنم خوبتر از خداست این ملت بر زمین خورد بار ها و هنوز باز بر روی پاست این ملت لاله شد شرمگین زخون دلش دشتی از لاله هاست این ملت چشمها پر ز اشک شادی گشت معدن اشکهاست این ملت برسان ای صبا سلام زما دلبر و یار ماست این ملت شود آیا ببینم آن روزی که ز غمها رهاست این ملت؟ یار خوبم، ز خانه بیرون آی که ترا همصداست این ملت بشکفد صدهزار گل با تو |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 4:14 توسط مهسا
|
|
||
|
|
|
|
|
بیا زندگی را بسازیم نه با زندگی بسازیم
رنگها را از طبیعت به امانت می گیرم زیبایی آسمان و دریا را می ربایم آرامش كوه را شبانه شكار می كنم تا تو را در كنج یك رویا پیدا كنم سلام به بوی لطیف بیشه زاران سلام به رنگین كمان بعد از باران سلام به باغهای سرشار از لبخند و دشتهای سرسبز از پیوند سلام به نغمه دل انگیز زندگی در تار و پود جان و سلام به تو ای دوست ای صمیمی ای همیشگی
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 4:9 توسط مهسا
|
|
||
|
|
|
|
|
من براي ايران ايران براي من منو تو با هم یار خیابانی من با من وهم رأی منی در زیر باتوم و چماق یاور و همراه منی گم شده رأی من و تو تو انتخابات سیاه دشمن خاشاک و خسند بسیج و ناجا و سپاه زنجیر و چاقو می کنه صورت و زخمی وکبود چشم داره عادت میکنه به گاز اشک آور و دود رأی من و تو نتونست زنجیر ها رو پاره کنه مشت گره کرده ما میهن آزاد می کنه
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 4:6 توسط مهسا
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
در هر صنعت، فرصت های نامحدودی وجود دارد. وقتی ذهن باز باشد، همیشه مرزی وجود دارد."
– چارلز اف. کاترینگ داشتن ذهن باز به این معنی است که بخواهید ایده های جدید و متفاوت را بررسی یا دریافت کنید. یعنی انعطاف پذیر باشید و خودتان را با تجربیات و ایده های جدید وفق دهید. ایجاد یک ذهن باز یکی دیگر از نتایج ارزشمند تفکر انتقادی و استدلال است. دنیای امروز بیشتر از گذشته در حال تغییر و تحول است. برای همگام شدن با آن باید نسبت به تجربیات جدید و راه های نو نگاه کردن به مسائل فکر بازی داشته باشیم. اگر خودمان را به روز نگه نداریم از تکنولوژی های شگفت انگیز جدید مثل اینترنت، تلفن همراه، عکاسی دیجیتال، ipod و امثال آن عقب می مانیم. این تکنولوژی ها زندگی ما را ساده تر و هر روز جذاب تر می کنند. افرادی که فکر باز و روشنی دارند می توانند نقطه نظراتشان را در مواجهه با واقعیات و اتفاقات جدید تغییر دهند. آنهایی که چنین طرز فکری ندارند، دربرابر هر نوع تغییری مقاومت می کنند و زندگی برایشان چندان رضایت بخش نیست. اگر خودمان را به آنچه که می دانیم و با آن راحت هستیم محدود کنیم، هر روز بیشتر از گذشته خسته و ناامید خواهیم شد. اجتماع به طور کل آزاد اندیش تر شده است و رویدادهایی که سال ها قبل قابل قبول نبودند، امروز پذیرفته می شوند. اگر هر روز رویکرد یکسانی به زندگی داشته باشیم، علاوه بر اینکه احساس کسالت و خستگی خواهیم کرد، قوای عقلانیمان نیز کاهش پیدا می کند. اما اگر از طرف دیگر، به دنبال راه های جدیدی برای انجام دادن کارها و نگاه کردن به زندگی باشیم، ظرفیت عقلانی خود را هر روز افزایش داده، زندگی برایمان جذاب تر شده و تجربیاتمان گسترده تر می شوند. روشنفکر بودن همچنین به ما کمک میکند راه حل های بهتری هم برای مشکلات پیدا کنیم. در قدم اول به ما کمک می کند از دیدگاه های مختلف به یک مشکل نگاه کنیم؛ بعد راه های بسیار گسترده تری برای حل آن پیدا خواهیم کرد. وقتی انتخاب های بیشتری به خودمان می دهیم، مطمئناً راه حل های بیشتر و بهتری هم در اختیارمان قرار خواهند گرفت. و در آخر داشتن فکری باز و روشن به ما کمک می کند افق فکریمان را گسترش دهیم و انسانهایی خاص تر و جذاب تر باشیم.
چطور ذهنی باز داشته باشیم مقدمه ارسطو گفته است، "این یک نشانه ذهن فرهیخته است که بتواند بدون قبول کردن یک فکر آن را بررسی کند." گوش دادن به ایده های سایرین شاید ساده نباشد اما می تواند راهی بسیار ارزشمند برای یاد گرفتن چیزهای تازه یا تغییر دیدگاه خود نسبت به زندگی باشد. دستورالعمل ها درجه سختی: ساده وسائل مورد نیاز: · زمان و حوصله · علاقه به شنیدن نقطه نظرات دیگران · توانایی گرفتن جلوی دهانتان مراحل قدم اول: نباید نیاز به این داشته باشید که همیشه حق با شما باشد. در فرهنگ ایرانی، همه ما دوست داریم که همیشه حق به جانب ما باشد و همه ما تصور می کنیم که حرف یا فکر ما درست است و این ما هستیم که به روز ترین و جامع ترین اطلاعات را درمورد همه موضوعات داریم. باید بفهمید که هیچ کس، نه حتی شما، نمی تواند به همه سوال ها پاسخ دهد. حقیقتی که هرکس می داند فقط بخشی از حقیقت است. پس اگر نظر یک نفر دیگر هم نسبتاً صحیح باشد چه؟ این نباید باعث شود که به سیستم فکری و عقیدتی خودتان شک کنید، مگر اینکه خودتان بخواهید. قدم دوم: باید متوجه شوید که عقاید دیگران با ژن ، شخصیت، خلق و خو، تجربیات زندگی، و زمینه تاریخی آن فرد شکل می گیرد. این امکان وجود دارد که خود شما اگر در زمان و مکان دیگری به دنیا می آمدید، یا چیزهای دیگری را در زندگی تجربه می کردید، سیستم فکری و عقیدتی کاملاً متفاوتی داشتید. قدم سوم: باید هنر خوب گوش دادن را تمرین کنید. اگر حس می کنید باید نظر خودتان را ابراز کنید، شاید لازم باشد که بعضی جاها زبانتان را گاز گرفته و جلوی دهانتان را بگیرید. حتی اگر با عقاید کسی کاملاً مخالف باشید، می توانید با استفاده از جملاتی که خوددر فرد در حرفهایش استفاده کرده نظر بدهید. مثلاً بگویید، "می دانم منظورت درمورد فلان چیز چیه اما اینجاشو نمی فهمم که..." قدم چهارم: کمی تحقیق کنید. اگر مدام می گویید، "چرا باید یکی اینکارو بکنه؟" یا "هیچوقت نمی تونم تصور کنم که فلان کار رو بکنم" یا "مردم خیلی بی ملاحظه ان!" وامثال آن، شاید بد نباشد که نگاهی به زندگی و طرز فکر دیگران بیندازید. همانطور که همه ما می دانیم، اینترنت منع بسیار خوبی از اطلاعات است. داشتن یک دانش کلی درمورد موضوعات مختلف نه تنها فرصتی در اختیارتان می گذارد که دیدگاهتان را گسترده تر کنید، بلکه اعتبار بیشتری هم به صحبت هایتان می دهد. قدم پنجم: مبارزاتتان را به دقت انتخاب کنید. گاهی اوقات، هیچوقت قادر نخواهید بود که نقطه نظر کسی را بفهمید و آنها هم همینطور نمی توانند عقاید شما را درک کنند. ایستادگی کردن روی باورهایتان نباید لزوماً با دعوا کردن با هر کس هر زمان که درمورد آن صحبت می کنید همراه باشد. نکات کلی و هشدارها · کلمات و عبارات مفید: "این هم می تونه درست باشه"؛ "این با عقل جور در میاد"؛ "به نظر می رسه که خیلی روی باورهات استواری."؛ "پس عقیده داری که...؟"؛ "منظورت رو خوب متوجه میشم اما...."؛ "نکته خیلی خوبیه". · حرف های فردی که نقطه نظرات دیگران را درک می کند، اعتبار بیشتری دارد. · موضوعاتی هست که نمی خواهید درمورد آن فکر باز و روشن داشته باشید. اشکالی ندارد. همه ما نیاز داریم که روی چیزهایی که فکر می کنیم صحیح است ایستادگی کنیم |
||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 18:56 توسط مهسا
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
اما اینبار یکی رفته بود و یکی مانده بود تنها مانده بود و سخت گریه کرده بود...... نمی دانم از كجا آغاز كنم سكوتی میان كوچه ها را پر كرده است و تصویر شیرزنی كه خون از گلو و دیدگانش بیرون میریزد. چشمهای مظلومی كه آخرین لحظات زندگی را میبیند اما هیچ گاه بسته نشد هنوز نمیتوانم بفهمم كه در آن واپسین چه چیزی میان نگاهت بود چه خواستی بگویییا هتا به چه فكر میكردی؟ تمام امشب را به تو فكر میكنم به غصه هایی كه میان دلت انبار كرده بودی اما دیگر غصه هایت میان دلت ماند.. میدانم كه جرم شما تنها سكوت است میدانم كه جرم شما آزادی تنها خواسته شماست میدانم جرم شما هم سبز است. بر خود ببالید و سرمست از این پیروزی سبز باشید. چهار سالی می شود که گذشته است چهار سال که باد با خودش همه خوبیهایش را الک کرد و م ماندیم و تمام تلخیهایش دستهایم معلق مانده بود میان آن همه خوشی و آن انگشتی را که لكه از استامپ آبی داشت با چاقو بدم تا یادم بماند كه دیگر فریب نخورم میدانید دنیا کوچکتر از آن است که باد خبرمان را همانطور که از پنجره باز اتاقمان با خودش برد و به گوش جهانیان رساند باز هم نبرد. صبر من زیاد است شما هم سبز باشید و شكیبا. باز هم تنها میتوانم كه سپاسگزارتان باشم و بس چرا كه سبز بودید سبز ماندید و همیشه باقی خواهید ماند.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 14:58 توسط مهسا
|
|
||